چرا با وجود همه خبرهای خوش درباره دستاوردهای فناورانه، هنوز وقتی ماشین ایرانی سوار میشوید، کیفیت آن نه فقط بهتر که گاهی بدتر هم شده است؟ راز این ناکامی در جای دیگری است: اشتباه بزرگ پژوهشگران، فناوران و حتی بسیاری از مدیران.
کتاب بزرگ مریخی، کوچک ونوسی در فصل اول خود با عنوان «از آزمایشگاه تا فروشگاه» این باور رایج را به چالش میکشد که «اگر نمونه اولیه را بسازی، ۹۰٪ راه تجاریسازی را رفتهای». واقعیت تلخ اما هیجانانگیز این است: ساخت نمونه اولیه یا حتی نمونه عملیاتی، تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد از مسیر تجاریسازی است. باقی راه، جهنمی از گامهای فراموششده است: طراحی برای تولید انبوه، تأمین مالی خط تولید، ایجاد کانال فروش، خدمات پس از فروش، استانداردها، مجوزها و از همه مهمتر – متقاعد کردن بازار.
نویسندگان نشان میدهند که فناوریهای نوپا هنگام ورود به بازار با مقاومتهای سنگینی روبهرو میشوند: مصرفکنندگان به کارایی آنها شک دارند، رقبای سنتی کانالهای اصلی را در اختیار دارند و استانداردها هنوز برای این فناوریها آماده نشدهاند. شرکتهای دانشبنیان نوپا معمولاً با «زبان صنعت» حرف نمیزنند؛ آنها روی فناوری خود تمرکز میکنند و به آن مغرور میشوند.
نکته دیگر این است که بیشتر محصولات فناورانه، محصول نهایی نیستند که به دست مردم عادی برسند. آنها معمولاً محصولات «میانی» هستند که به شرکتهای صنعتی دیگر فروخته میشوند. بنابراین، یک شرکت نوآور اگر زنجیره ارزش صنعت خود را نشناسد، هرگز نمیتواند جایگاه درست خود را پیدا کند. ضرورتی ندارد که آخرین حلقه زنجیره باشید؛ گاهی حضور در میانه زنجیره، بسیار هوشمندانهتر است.

نویسندگان نقطه برتری شرکتهای دانشبنیان را به استعاره موجودات دوزیست پیوند میزنند: شرکتهایی که هم توان علمی دانشگاه را دارند و هم زبان صنعت را میفهمند. این دوزیستان هستند که میتوانند دستاوردهای فناورانه را به نیازهای واقعی صنعت پیوند بزنند و از گورستان نمونههای اولیه نجاتشان دهند.
برای تهیه کتاب میتوانید از طریق لینک زیر اقدام کنید: https://shorturl.at/yPBkR